مدرسه ترویجی مدیریت مالی

امير افسر

Amirafsar87@yahoo.com

در بازار سهام معمولا برخي از سرمايه گذاران وجود دارند كه متاسفانه هر چه شما سعي كنيد از ضرر كردن آنها جلوگيري كنيد، آنها به حرف شما گوش نمي‌كنند، مگر تا زماني كه ديگر خيلي دير شده است. تنها پس از باختن همه دارايي‌ خود، آنها مي‌پذيرند كه اشتباه كرده‌اند.

در واقع بزرگ‌ترين اشتباهي كه ممكن است شما مرتكب شويد اين است كه تشخيص ندهيد كه داريد اشتباه مي‌كنيد. آشكارترين نشانه انجام اشتباه توسط شما، ضرر كردن شما است. ضرر بيش از 10 درصد در يك سرمايه‌گذاري علامت بروز يك اشتباه است. به خاطر داشته باشيد كه هدف شما از سرمايه‌گذاري در بازار سهام، از دست دادن سرمايه نيست. هدف اين نوشتار كمك به شما در جلوگيري از بروز اشتباهاتي است كه دامنگير بسياري از سرمايه گذاران و تاجران مي‌شود. بيشتر وقت‌ها ما خود بزرگ‌ترين دشمن خود هستيم.

اشتباه شماره 1: عدم فروش سهام در حال تنزل

به دلايل متعدد، برخي افراد سهام در حال تنزل خود را مدتي طولاني نگه مي‌دارند. عدم توانايي گريز از اين موقعيت‌هاي زيانبار، احتمالا دليل اصلي تخريب سرمايه بسياري از سرمايه‌گذاران و تاجران است. معمولا حفظ سهام در حال تنزل توسط افراد، دلايل روان شناختي دارد. اگر براي جلوگيري از ضرر، يك سهام را بفروشيد، ممكن است به خاطر اينكه زودتر آن را نفروخته‌ايد خود را سرزنش كنيد. صرف نظر از اينكه سهام را به چه قيمتي فروخته‌ايد، هميشه پس از فروش آن ممكن است تصور كنيد كه مي‌توانستيد بهتر از اين عمل كنيد. بسياري از افراد تصور مي‌كنند كه در انتخاب سهام، هرگز دچار اشتباه نخواهند شد، ساير افراد نيز خود را اميدوار مي‌كنند كه بالاخره يك روز قيمت‌ها به حالت مطلوب برخواهد گشت. در زماني كه بازار سهام رونق زيادي دارد، هنگام افت ارزش سهام به ميزان 10 تا 15 درصد، مردم نه تنها سهام خود را نمي‌فروشند، بلكه سهام بيشتري را نيز مي‌خرند. اگر چه آنها مي‌توانند با فروختن سهام از ضرر خود جلوگيري كنند، اما از اين كار خودداري مي‌كنند.

براي به حداقل رساندن ضرر، قبل از خريد اولين سهام بايد يك برنامه مشخص را طراحي كنيد. مهم‌ترين قانوني كه شما همواره بايد به خاطر داشته و به آن عمل كنيد، اين است كه اگر در يك سرمايه‌گذاري ضرر شما به بيش از 10 درصد رسيد، آن را بفروشيد. شما ضرر مي‌كنيد به همين دليل سهام خود را مي‌فروشيد. هنگام خريد سهام مي‌توانيد يك در خواست مانع ضرر (Stop loss order) را تنظيم كرده و از شركت مربوطه بخواهيد كه در صورت كاهش سهام به ميزان 10 درصد آن را بفروشد، همچنين مي‌توانيد اين موضوع را به خاطر بسپاريد تا هنگام تنزل ارزش سهام، خودتان آن را بفروشيد. نكته اصلي سرعت عمل در هنگام افت ارزش سهام است. William O.neil پيشنهاد مي‌كند كه با كاهش ارزش سهام به ميزان 8 درصد آن را بفروشيد. حتي اگر شركتي كه سهام آن را خريده‌ايد، يك شركت معتبر است، اگر قيمت سهام آن پايين آمد، فورا قانون 10 درصد را به كار بگيريد. (البته استثنائاتي براي اين كار وجود دارد، اگر شما سهام را به قيمتي كه حدس مي‌زنيد پايين‌ترين حد قيمت آن سهام است، خريديد و به نظر مي‌رسد كه پس از كاهش 10 درصدي ارزش آن، مجددا رونق گيرد و ارزش آن بالا رود، نگه داشتن آن عمل معقولي است. قانون 10 درصد براي سرمايه گذاران و تاجران بي‌نظم طراحي شده است تا نگذارند يك ضرر كوچك به يك ضرر بزرگ تبديل شود).

اشتباه شماره 2: اجازه مي‌دهيد كه سهام برنده شما تبديل به سهام بازنده شود.

اگر شما يك سهام را بفروشيد تا سود آن به دستتان برسد، ممكن است بعدا اين گونه احساس كنيد كه اگر كمي ديرتر سهام را فروخته بوديد، پول بيشتر به دست مي‌آورديد. برخي افراد در يك بازار سهام، چندين ميليون تومان پول به دست مي‌آورند، اما مجددا قيمت‌ها به حالت عادي برمي‌گردد و اين پول‌‌ها محو مي‌شود. بسياري از افراد به اين نكته توجه نمي‌كنند كه چنين فرصت‌هايي ممكن است هيچ‌گاه تكرار نشود. عده‌اي نيز نه تنها سود حاصل از اين سرمايه‌گذاري را از دست مي‌دهند، بلكه اصل سرمايه را نيز مي‌بازند. براي اين افراد، آنچه دردناك‌تر از عدم كسب سود است، اين است كه ابتدا برنده بازار بوده‌اند اما بعدا تمام سرمايه را از دست داده‌‌اند.

مثالي از اين مورد، شركت سوئدي Ericsson است كه در سال 1998 مي‌توانستيد سهام اين شركت مخابراتي را به ارزش 20 دلار بخريد. از آن زمان، سهام اين شركت رو به رشد گذاشت تا اينكه يك سال بعد به 90 دلار رسيد. اگر شما فرد خوش‌شانسي بوديد، مي‌توانستيد در همان زمان، تمام سهم‌هاي خود را به قيمت 90 دلار بفروشيد، اما در عوض بسياري از مردم، آن قدر اين سهام را نزد خود نگه ‌داشتند تا اينكه در سال 2002 و قبل از تفكيك معكوس 1 به 10 توسط اين شركت، ارزش سهام آن به 1 دلار رسيد. هزاران سرمايه‌گذار سوئدي و آمريكايي، سرمايه خود را درEricsson (و بسياري از سهام‌هاي بخش تكنولوژي) از دست دادند.

اگر شما يك سهام برنده را داريد، احتمالا تصور مي‌كنيد كه فروختن زود هنگام آن، كار احمقانه‌اي است. اين تصور باعث مي‌شود كه شما يك شيوه فروش افزايشي را انتخاب كنيد Michael Sincere . نام اين شيوه را طرح 30-30 گذاشته است. اگر سهام شما بيش از 30درصد رشد داشت، 30درصد از سهام خود را بفروشيد. به اين ترتيب هم احساس پشيماني پس از افت قيمت را از بين مي‌بريد و هم احساس خوشحالي پس از رشد آن را به دست مي‌آوريدTed Warren . مي‌گويد: فروختن زود هنگام سهام، مطمئن‌تر از نگه داشتن طولاني مدت آن است.

آيا مي‌دانيد عدم فروش سهام در هنگام رشد آن، توسط افراد، چند تريليون تومان در سال به سرمايه‌گذاران خسارت وارد مي‌كند؟ متاسفانه بسياري از مردم، نظم و انضباط لازم را ندارند تا هنگامي كه قيمت سهام به اندازه كافي بالا رفت آن را بفروشند. آنها يا از ماليات مي‌ترسند، يا منتظر بالاتر رفتن قيمت سهام هستند. اگر شما به قدري روي يك سهام، سود كرديد كه شما را ارضا مي‌كند، 30درصد از اين سهام را بفروشيد. در اين صورت شما بخشي از سود خود را تثبيت مي‌كنيد، ضمن اينكه هنوز فرصت ارزيابي سبد سهام خود را نيز داريد.

اشتباه شماره 3: برخورد شديدا احساساتي در هنگام انتخاب سهام

دليل اينكه بسياري از افراد نبايد در بازار سهام شركت داشته باشند، عدم توانايي كنترل احساسات خود است. هنگام سرمايه‌گذاري در بازار سهام، بسياري از افراد تحت تاثير احساسات خود، تصميمات اشتباهي را اتخاذ مي‌كنند. در واقع، احساساتي شدن شما، نشانه اين است كه شما در بازار سهام ضرر خواهيد كرد. شما بايد به همان اندازه كه در صف سوپرماركت منتظر مي‌مانيد، براي به دست آوردن پول در بازار سهام نيز از خود صبر و حوصله نشان دهيد.

مشكلي كه معمولا دامنگير بسياري از افراد مي‌شود، اعتماد به نفس بيش از اندازه است. اگر چه مقداري اعتماد به نفس براي شروع سرمايه‌گذاري لازم است، اما رها كردن كنترل احساسات، كاري خطرناك است. يكي از دلايل پايان يافتن بازار پر رونق اخير، اين بود كه بسياري از مردم، سودهاي كلاني به دست مي‌آوردند و تصور مي‌كردند كه افراد نابغه‌اي هستند. يك گفته قديمي وجود دارد كه مي‌گويد: <در بازار پر رونق، هيچ نابغه‌اي وجود ندارد.> در واقع، كسب سود توسط بسياري از افراد، نتيجه قدرت بازار سهام است.

قبل از فروپاشي بازارهاي پر رونق سهام، بسياري از سرمايه‌گذاران به قدري حريص شده بودند كه نمي توانستند درست فكر كنند. علائم اين حرص، همه جا را گرفته بود:

- هزاران نفر شغل اصلي خود را كنار گذاشتند تا تبديل به تاجران هر روزه سهام شوند.

- قيمت‌هاي سهام در شركت‌هايي كه سودي نداشتند، در هر روز دو برابر يا سه برابر مي‌شد.

- بسياري از شركت‌ها، در طول يك سال بيش از 100 درصد افزايش قيمت داشتند.

- مردم با تحليلگران بازار مانند ستارگان سينما برخورد مي كردند.

با افت‌هاي ناگهاني ارزش سهام در بورس، اميد جاي حرص را گرفت. در واقع، اميد چيز خطرناكي است. در عشق و زندگي، همواره اميد به حل شدن مشكلات وجود دارد، اما در بازار سهام، اميد موجب تخريب سبد سهام مي‌شود. اگر تنها دليل نگه داشتن سهام توسط شما، اميد به رشد آن است بدانيد كه به سمت ضرر و زيان در حال حركت هستيدJess Livermore . مي‌گويد: <مردم موقعي كه بايد اميدوار باشند مي‌ترسند و زماني كه بايد بترسند، اميدوار مي‌شوند>. موفق‌ترين سرمايه‌گذاران كساني هستند كه در خريد سهام خود، غير احساساتي برخورد مي‌كنند. آنها در هنگام تصميم‌گيري دچار حرص، ترس و اميد نمي‌شوند و فقط به جنبه‌هاي تكنيكي كار و اطلاعات اساسي توجه مي‌كنند.

در سال 1929 و 1987 ترس شديدي، بازار بورس آمريكا را فرا گرفت. مردم فكر مي‌كردند كه ارزش سهام آنها به صفر خواهد رسيد و خواستار خروج از بازار سهام با هر قيمتي بودند. درست در همين زمان، مشخص شد كه سال 1987 در واقع شروع يك بازار پررونق است. از طرف ديگر در سال 2000، مردم هنگامي كه مي‌بايست در مورد آينده بازار سهام، بيمناك باشند، بسيار اميدوار بودند.

اشتباه شماره 4: اختصاص دادن تمام پول به يك يا دو سهام‌

يكي از مشكلاتي كه در صورت سرمايه‌گذاري مستقيم روي سهام، توسط عده زيادي از مردم بروز مي‌كند، اين است كه بيشتر مردم پول كافي براي خريد چندين سهام و ايجاد تنوع در آنها را ندارند. (به طور كلي، هيچ سهامي نبايد بيش از 10 درصد از سبد سهام شما را تشكيل دهد)، اگرچه ايجاد تنوع، سودهاي شما را محدود مي‌كند، اما در مواقعي كه يكي از سرمايه‌گذاري‌هاي شما، در آستانه ضرر قرار مي‌گيرد، بقيه سرمايه‌گذاري‌ها آن را جبران مي‌كنند.

اگر توان خريد بيش از يك يا دو سهام را نداريد، چندين كار مي‌توانيد انجام دهيد. اول اينكه، مي‌توانيد سهام شركت‌هاي سرمايه‌گذاري را بخريد تا به اين ترتيب، بتوانيد با پرداختن بخشي از قيمت بازار، تمامي آن را بخريد. دوم اينكه از يك مشاور سرمايه‌گذاري خبره براي مديريت سبد سهام و ايجاد تنوع در آن استفاده نماييد. اگر احساس مي‌كنيد بايد همه پول خود را روي يك يا دو سهام سرمايه‌گذاري كنيد، بهتر است سهام شركت‌هاي محافظه كار را كه نسبت P/E كمتر از 10 دارند را خريداري كنيد.

موارد استثناء:

اگر شما يك تاجر كوتاه مدت سهام هستيد، اختصاص تمام دارايي‌ به يك يا دو سهام، ممكن است برايتان نتيجه‌بخش باشد. مثلا برخي از تاجران بر روي يك سهام خاص تمركز مي‌كنند. اگر شما يك فرد ماهر بوده و شناخت كافي از سرمايه‌گذاري خود داشته باشيد، بهتر مي‌توانيد راجع به زمان خريد يا فروش سهام خود تصميم بگيريد. مسلما اين روش براي تاجران مناسب‌تر است تا براي سرمايه‌گذاران. البته با سرمايه‌گذاري تمام پول روي يك سهام ممكن است شما به سود زيادي برسيد، اما اين كار بيشتر شبيه يك ريسك است. براي كاهش ريسك، بهتر است تمام پول را روي يك شركت سرمايه‌گذاري، سرمايه‌گذاري كنيد نه روي يك سهام.

اشتباه شماره 5: شما قادر نيستيد در آن واحد هم منظم باشيد و هم انعطاف پذير

تقريبا هر سرمايه‌گذار حرفه‌اي، مي‌داند كه عدم وجود نظم و انضباط، مهم‌‌ترين عامل ضرر و زيان بسياري از مردم است. اگر شما فرد منظمي هستيد، پس حتما يك استراتژي، يك برنامه و يكسري مقررات را داريد و بدون توجه به احساسات خود، فقط پايبند به استراتژي، برنامه و مقررات خود هستيد. انضباط يعني داشتن شناخت كافي براي اينكه بدانيم چه بايد انجام دهيم (بخش آسان) و داشتن اراده و انگيزه براي عمل كردن آن (بخش‌مشكل). انضباط يعني اينكه شما بايد به استراتژي خود پايبند بوده و از مقررات خود پيروي كنيد.

اين انضباط، براي سرمايه‌گذاران و مديران مالي موفق، بسيار به كار مي‌آيد، اگرچه اين ايده درست است كه براي موفقيت در بازار سهام نياز به نظم و انضباط است، اما شما بايد بتوانيد بين انضباط و انعطاف‌پذيري، توازن برقرار كنيد. برخي سرمايه‌گذاران آن قدر سرسختانه به انضباط اهميت مي‌دهند كه هنگامي كه جريان بازار و سهام به ضرر آنها پيش مي‌رود، هيچ واكنشي از خود نشان نمي‌دهند. بسياري از افراد به همين دليل، سرمايه خود را از دست مي‌دهند، نظم و انضباط در كارها، امري ضروري است، اما شما بايد آنقدر واقع‌گرا باشيد كه جايزالخطا بودن خود را بپذيريد. شما بايد براي تغيير استراتژي خود، طرح و برنامه خود و مقررات خود به اندازه كافي انعطاف‌پذير باشيد، به خصوص در مواقعي كه مي‌دانيد در آستانه ضرر و زيان هستيد. براي هر قاعده‌اي، استثناهايي وجود دارد، پس شما اگر بتوانيد هم منظم و منضبط و هم انعطاف پذير باشيد، يك سرمايه‌گذار استثنايي خواهيد بود.

اشتباه شماره 6: شما از اشتباهات چيزي نمي‌آموزيد

با تجربه‌ترين سرمايه‌گذاران و تاجران سهام،مي‌دانند كه شما از شكست‌هاي خود بيش از موفقيت‌هايتان، درس مي‌گيريد. يكي از بدترين اتفاقاتي كه براي سرمايه‌گذاران مبتدي در طي چند سال گذشته پيش آمد، كسب سود سريع و آسان در بازار بود. هنگامي كه اين سودآوري آسان پايان يافت و بازار دچار آشفتگي شد، بسياري از اين افراد واقعا نمي‌دانستند چه بايد بكنند. زيرا آنها طعم ضرر و زيان را نچشيده بودند. پس به خاطر داشته باشيد كه از دست دادن پول هم براي شما مفيد است (البته به شرط اينكه تمام آن را از دست ندهيد!) در واقع، ارزش آن را دارد كه مقدار كمي در بازار ضرر كنيد تا در آينده از زيان‌هاي بزرگ در امان باشيد.

اگر ضرر شما در بازار به بيش از 10 درصد برسد، تقريبا كاري نمي‌‌توان براي جلوگيري از آن انجام داد. در اين حالت، بايد به اشتباهات خود فكر كنيد. هرگز نبايد به گونه‌اي عمل كنيد كه انگار ضرر شما فقط روي كاغذ است و در آينده جبران خواهد شد. در بازار هميشه همه‌چيز بر وفق مراد شما پيش نمي‌رود. بايد ضرر را پذيرفت و از تكرار اشتباهات جلوگيري كرد.

پس از طي اين مراحل، استراتژي سرمايه‌گذاران خود را دقيقا مرور كنيد. بايد محيط بازار را به خوبي شناخته و هر سهامي كه خريده‌ايد را به خوبي تجزيه و تحليل نماييد. اگر طبق تجزيه و تحليل تكنيكي شما، سرمايه‌تان ممكن است از دست برود، بايد تغييراتي را در سبد سهام خود اعمال نماييد.

اشتباه شماره 7: شما به افراد در حال اشتباه، گوش مي‌كنيد يا از آنها راهنمايي مي‌گيريد

اگر با شنيدن عبارت تجزيه و تحليل تكنيكي، تعجب مي‌كنيد راه ساده‌تري هم براي انتخاب سهام وجود دارد. با استفاده از راهنمايي‌هاي اشخاص مختلف شما مي‌توانيد بدون هيچ زحمتي به كسب سود بپردازيد. در واقع، يكي از آسان‌ترين راههاي از دست دادن پول، گوش دادن به راهنمايي‌هاي اقوام و آشنايان ناآگاه است. اين افراد، شما را به خريد يك سهام تشويق مي‌كنند. چون نپذيرفتن يك پيشنهاد كه پول زيادي را در پي خواهد داشت، كار مشكلي است، اقداماتي براي كاهش ريسك سرمايه‌گذاري خود مي‌توانيد انجام دهيد:

اولا، شما تا زماني كه تحقيق و بررسي لازم را روي يك پيشنهاد انجام نداده‌ايد، نبايد آن را اجرا كنيد. يك بار مشاهده نمودار سهام، مشخص مي‌كند كه آيا سهام مورد نظر شما در حال تنزل است يا خير. اكثر افراد براي تحقيق در مورد يك تلويزيون 200000 توماني، بيشتر از يك سهام 20000000 توماني وقت مي‌گذارند. اگر كسي به شما گفت كه اين سهام هرگز دچار تنزل نخواهد شد، مقدار كمي از آن سهام (حداكثر 500 سهم) را بخريد. اگر در اين سرمايه‌گذاري شكست خورديد (كه احتمال آن نيز زياد است) كمتر ضرر خواهيد كرد و ضمنا يك درس باارزش را نيز مي‌آموزيد. آيا براي انتخاب سهام بايد به كارشناس مراجعه كرد؟ فراموش نكنيد كه برخي از به ظاهر كارشناسان، انتخاب‌كنندگان بسيار بدي براي سهام هستند. برخي تحليلگران دروغ مي‌گويند، اقتصاددانان در مورد اقتصاد قضاوت درستي نمي‌كنند،CEO ها بسيار خوش‌بين هستند و بعضي شركت‌هاي حسابداري نيز ارقام را بيش از حد بزرگ مي‌كنند. در همين حال، سرمايه‌گذاران حريص و تنبل، براساس گفته‌هاي مردم، اقدام به خريد سهام مي‌نمايند. بهترين نصيحتي كه مي‌توان به شما نمود، يك جمله ساده است: گوش‌هاي خود را بسته نگه داريد.

اشتباه شماره 8: همرنگ جماعت شدن‌

آيا مي‌خواهيد ضرر كنيد؟ اگر مي‌خواهيد، هر كاري كه ديگران مي‌كنند شما هم همان را انجام دهيد. متاسفانه، اين كار مشكلي است كه بخواهيد متفاوت از ديگران فكر كنيد. اگر زندگي بزرگ‌ترين سرمايه‌گذاران و تاجران گذشته را مرور كنيد، مشاهده مي‌كنيد كه آنها معمولا در خلاف جهت بقيه حركت مي‌كردند. اين كار به معناي خريد سهام موقعي كه مردم آن را مي‌فروشند و فروش آن در زماني است كه ديگران آن را مي‌خرند. اگر شما روان‌شناسي رفتار گروه را مطالعه كنيد، در مي‌يابيد كه در بسياري از دوره‌هاي تاريخ، شاهد <جنون جمع> بوده‌ايم. اگرچه بقيه مردم هم مي‌توانند برنده باشند، اما اين موضوع زياد طول نمي‌كشد. همان طور كه گفته شد، يكي از نشانه‌هاي فروپاشي يك بازار پررونق، حالتي است كه به نظر مي‌رسد همه در بازار سهام حضور يافته‌اند. برعكس، يكي از نشانه‌هاي پايان يك بازار آشفته، اين است كه مردم از سرمايه‌گذاري در بازار بيم دارند. هنگامي كه تقريبا همه از سرمايه‌گذاري‌ خودداري مي‌كنند، بازار راكد به پايان خواهد رسيد. اما متاسفانه كسي اين پايان را اعلام نمي‌كند. شما بايد خودتان اين وضعيت را تشخيص دهيد.

توجه كنيد كه برداشت‌هاي افراد از وضعيت بازار، سريعا تغيير مي‌كند. در آستانه بهبود وضعيت بازار، معمولا عامه مردم نسبت به آن لجوج و بدبين مي‌شوند. از نشانه‌هاي اين وضعيت، كاهش علاقه مردم به خواندن كتاب‌هاي مربوط به بازار سهام، عدم علاقه به صحبت در مورد بازار سهام، بروز آثار رفاه معكوس در جامعه مانند كاهش فروش وسايل تجملي است. اگر شما يك فرد آگاه باشيد، بايد در چنين مواقعي به دنبال بهترين فرصت‌هاي خريد سهام بگرديد.

اشتباه شماره 9: عدم كسب آمادگي براي مواجه با بدترين شرايط‌

قبل از ورود به بازار سهام، شما بايد خود را آماده كنيد. اگرچه همواره بايد اميدوار به بهترين حالات باشيد، اما بايد خود را براي بدترين شرايط نيز آماده كنيد. بزرگ‌‌ترين اشتباهي كه اكثر سرمايه‌گذاران مي‌كنند ، اين است كه فكر مي‌كنند قيمت سهام آنها هرگز پايين نخواهد آمد. آنها هرگز خود را براي يك‌ بازار كساد، ركود، آشفتگي بازار و هر نوع اتفاق غيرمنتظره‌اي آماده نكرده‌اند. حتي در مواقعي كه احتمال بروز يك فاجعه مالي نيز وجود ندارد، بهتر است يك طرح ضد آشفتگي را براساس عقل و منطق ترتيب دهيد، در زير چند مرحله را كه شما مي‌توانيد براي حفظ سبد سهام خود انجام دهيد مي‌بينيد:

1-‌ بيشتر پول خود را نقد كنيد: هنگامي كه پول شما به صورت نقدينگي باشد، ( از جمله صورت حساب‌هاي دولتي) تصميم‌گيري معقولانه در مورد نحوه سرمايه‌گذاري آن، كار راحت‌تري است. در مواقع بحران‌هاي اقتصادي و سقوط بازار، نقدينگي بهترين حالت حفظ پول است. بهترين كار اين است كه پول خود را به صورت نقدينگي نگه داريد تا شرايط بهبود يابد. اگر وضع بازار واقعا رو به بهبودي است، يك راه براي موفقيت اين است كه در حالي كه سهام به قيمت بازاري مبادله مي‌شود، شما همچنان پول را به صورت نقدينگي حفظ كنيد.

2-‌ كمتر تجارت كنيد: اگر يك تاجر سهام هستيد، تعداد سهم‌هاي مبادله شده توسط خود را كاهش دهيد. هر چه كه به دست آوردن پول از بازار سهام مشكل‌تر مي‌شود، برخي از مردم به اشتباه سعي در برگرداندن سودهاي از دست رفته دارند. يادتان باشد كه قدرت حرص و طمع بيشتر از ترس مي‌باشد.

3-‌ بيشتر تحقيق كنيد: اگر وارد بازار آشفته طولاني مدتي شديد، براي مطالعه بازارها، خواندن كتاب‌ها و تجزيه و تحليل تكنيكي بازار، وقت بگذاريد. هرگاه بازار به شرايط عادي خود بازگشت، شما براي انتخاب مجدد سهام مناسب، آمادگي لازم را خواهيد داشت.

اشتباه شماره 10: مديريت غلط پول يا از دست دادن فرصت‌هاي سودآور

مديريت پول، براي بسياري از افراد كار مشكلي است، اما يكي از شرايط ضروري موفقيت در بازار است.

متاسفانه اگر شما نتوانيد مديريت صحيح پول را انجام دهيد، در آينده با مشكلات مالي مواجه خواهيد شد (مگر آن كه شخصي را مسوول انجام اين كار كنيد).

در پايان، آنچه اهميت دارد اين است كه چقدر پول را نگه مي‌‌داريد نه اينكه چقدر پول را به دست مي‌آوريد. آيا مي‌خواهيد راز به دست آوردن پول در بازار سهام يا هر سرمايه‌گذاري ديگري را بدانيد؟ راز آن اين است كه هيچ پولي را از دست ندهيد، مسلما كمتر سرمايه‌گذاري پيدا مي‌شود كه ضرر نكرده باشد، اما هرگز نبايد از تلاش بازايستاد.به همان اندازه كه مديريت غلط پول، زيان‌آور است، از دست دادن فرصت‌هاي سودآور نيز يك ضرر محسوب مي‌شود. كمي احساس ترس ممكن است براي جلوگيري از زيان مفيد باشد، اما ترس بيش از اندازه در بعضي موارد باعث مي‌شود كه شما يك فرصت سرمايه‌گذاري يا تجارت سودآور را از دست بدهيد. اين ترس از زيان است كه بسياري از افراد را از خريد يا فروش به موقع سهام باز مي‌دارد. معمولا ترس از فقدان اطلاعات كافي ناشي مي‌شود. پس ضروري است كه هنگام به وجود آمدن فرصت‌هاي مالي، خودتان تحقيقات لازم را انجام دهيد. اين موجب مي‌شود كه شما بر اساس دانسته‌هاي خود و نه بر مبناي احساسات، اقدام به تصميم‌گيري كنيد.

مسلما، شما تمامي اطلاعاتي كه براي موفقيت صد در صد لازم است را نداريد. شما بايد بر مبناي بهترين اطلاعاتي كه داريد، تصميم‌گيري نماييد. در اكثر موارد اين تصميم‌گيري اشتباه خواهد بود، زيرا اغلب، اطلاعات كافي براي يك تصميم‌گيري كاملا فاقد ريسك را در اختيار نداريد. اما به هر حال بايد به تلاش خود ادامه دهيد. ترس از ضرر، بسياري از افراد را به‌طور كامل از تصميم‌گيري عاجز مي‌نمايد.

                                                                                                  http://www.tsi.ir

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین ۱۳۸۷ساعت 12:9  توسط فائزه | 
 
استفاده از مطالب الدوز با ذکر منبع مجاز است